زندگی
شاد باش! شاد باش و مذهب خودش در خواهد آمد!
شادمانی شرطی است!مردم تنها وقتی مذهبی می شوند که غصه دار و اندوهگین اند٬ این است که مذهبشان دروغ است!
مراقبه به طور طبیعی به سراغ آدم شاد می آید٬ مراقبه سراغ آدم مسرور می آید! خنده دقیقا پایه ی عبادت است!
گل های سرخ به این زیبایی می شکفند٬چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفرآبی درآیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره ی دیگر گل ها افسانه ای به گوششان نخورده است!
همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش می روند. چرا که هیچ کس سعی ندارد با کسی رقابت کند٬ کسی سعی ندارد با لباس دیگری درآید.
این نکته را دریاب!
"فقط خودت باش! تو نمی توانی جز این باشی! تو باید فقط خودت باشی !"
برده نباش! تا آن حد از جامعه پیروی کن که احساس کنی ضرورت دارد. اما همواره ناخدای سرنوشت خویش باش!
سالک بیشتر به منبع واقعی خویشتن خویش ٬ اینکه کیست علاقه مند است.
"من کی هستم"!
این بنیادی ترین پرسش عرفانی است!
نه خداوند! نه بهشت! نه جهنم! بلکه تنها :من کی هستم؟
زندگی نه کیفر٬ که یک پاداش است!
با فرصت عظیمی که برای رشد یافتن٬ دیدن٬ درک کردن٬ و بودن به تو ارزانی داشته اند٬ تو را پاداش داده اند!من زندگی را روحانی می خوانم. در حقیقت از دید من خدا و زندگی مترادفند!
هم اینک همین جا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذت بخش است..
همین جا دارد میبارد و تو جای دیگر می نگری!
ذهنی بالغ است که مدام به شگفتی در آید! از دیگران! از خودش! و از هرچیزی!
زندگی حیرتی است همیشگی!